۱۳۸۸/۴/۹

لباس شخصی ها (٢)


حسین طائب فرمانده بسیج :
«برخي در جريان اعتراضات وارد بسيج شده و لباس پليس و بسيج پوشيده و اقدامات زشت و ناشايستي انجام دادند.»
بنده خدا راست می گوید. موضوع همین است: بعضی‌ پاسداران و بسیجی‌‌ها لباس شخصی‌ می‌‌پوشند، بعضی‌ لباس شخصی‌‌ها هم لباس پاسداران و بسیجی‌‌ها را می‌‌پوشند!
حاصل این "پوشش‌ها" این می شود که شیشه ماشین ها خرد می شوند، هزاران نفر هم دستگیر یا لت و پار می‌‌شوند.

بیابان زدایی!

جنبش سبز به زودی به زردی می‌‌گراید، اگر زود به دادش نرسیم! موسوی خانه نشین شده یا خانه نشینش کرده اند. در هر دو صورت او و کروبی بیشتر در فکر اجازه گرفتنند، تا کارهای بی‌ اجازه. از این بیشتر هم نمی‌‌شود انتظار داشت. به واسطه آنها مردم جنبیده اند و جنبشی‌ راه افتاده است. همین کافیست. این جنبش دیگر بی‌ اعتنا به همراهی، کندروی یا تند روی این یا آن همراه به راه خود ادامه می‌‌دهد. این جنبش راه دارد و رهبر ندارد.

رهبران - چنانکه همیشه دیده ایم - به بی‌ راهه می‌‌برند. تنها راه ادامه راه است: راه یک جنبش مسالمت آمیز و سبز ملی از میان بیابانی بی‌ آب و مملو از بی عار
ان و بی‌ آبرویان و... (نیروهای نظامی و امنیتی و...‌) برای رسدن به آزادی و دمکراسی.
جنبش سبز در صورت تداوم، بیابان زدایی می‌‌کند.

(توضیح: تعبیر "بیابان زدایی" را مدیون سعید حجاریان هستم)

۱۳۸۸/۴/۶

چرا مردم را می‌‌زنند؟

سوال ساده:

چرا مردم را می‌‌زنند؟ مردم آمده اند به صحنه، چرا آنها را می‌‌زنند؟ مگر جمهوری اسلامی نمی‌‌خواست که مردم همیشه در صحنه باشند؟ چرا برای حضور باید مجوز گرفت؟

مردم "همیشه در صحنه" (لباس شخصی‌ ها، بسیجیها، پاسداران) مردمی را که می‌‌خواهند به صحنه بیایند، می‌‌زنند: امت به ملت اجازه حضور نمی دهد। می‌‌گویند "حماسه حضور" تمام شده است! متفرق شوید!

سی‌ سال پیش هم همین داستان بود: مردمی را که به "انقلاب فرهنگی‌" معترض بودند، با چوب و چماق و چاقو "متفرق" کردند!

تفرقه سی‌ سال طول کشید و آنها حکومت کردند।. حالا باز ملت متفرق متحد می‌‌شود. شیرینی‌ این اتحاد تلخی‌ سالها را از یاد برده است. ولی‌ سوال همچنان باقیست: چرا مردم را از حضور باز می‌‌دارند؟ چرا مردم را می‌‌زنند؟ چرا مردم را می‌‌کشند؟

اگر به این سوالات ساده به موقع جواب می‌‌دادیم، آنوقت به این سادگی‌ پیر نمی‌‌شدیم!

۱۳۸۸/۴/۵

اقتدار سپاه در قتل ندا!

بعد از قتل عام دهه شصت و به برکت اوضاع مساعد منطقه‌ای و بین المللی (اشغال عراق، یک قطبی شدن دنیا، بحران اقتصاد جهانی‌، و ...) جمهوری اسلامی فرصت یافته است که تا می‌‌تواند خود را با در آمد‌های باد آورده نفتی‌ به لحاظ امنیتی‌ و نظامی تقویت کند. حالا این نظام اسلامی با سپاه پاسداران و دستگاه‌های عظیم امنیتی‌ و قوای متعدد سرکوبگرش به یک غول بی‌ شاخ و دم تبدیل شده است.
در این میان سپاه همه کاره است.
مانور اقتدار سپاه بر ندا را همه دیدیم. سپاهی که در جنگ شکست خورد، سپاهی که با یک تشر انگلیسیها ملوان‌هایشان را با خفت و خواری آزاد کرد، "اقتدار"ش را بر ندا خالی‌ کرد. همین دست اقتدارها را سپاه در زندان‌ها هم نشان می‌‌دهد. اصولاً سپاه - با تمام شکلهایش، از بسیجی‌ گرفته تا لباس شخصی‌، از صاحب برج‌های عظیم گرفته تا صاحب امتیاز واردات و صادرات - به یک معظل بزرگ تبدیل شده است. سپاه خود را صاحب کشور می‌‌داند و ولی‌ فقیه ابزار دست حکومت سپاه است. آخرین اقدام سپاه این است که بعد از سال‌ها کش و قوس و دست یافتن بر اکثریت مجلس، ریاست جمهوری را هم تیول خود کند.
اینکه حکومت انتخابات را دیگر بر نمی تابد، ازهمین روست: رژیم دیگر به انتخابات نیاز ندارد!
سپاه کل ایران را پادگان خود کرده است و در پادگان هر کاری ممکن است جز انتخابات.
با این همه اصل موضوع چیز دیگری است: نحوه قتل ندا و کتک زدن مردم در خیابان‌ها نشان می ده
ند که این غول بی‌ شاخ و دم (سپاه) چقدر ترسوست!

۱۳۸۸/۴/۴

مردم «سر به هوا»!

سالهاست که خیلی‌ ها با بیم یا امید از حمله اسراییل حرف می‌‌زنند. خیلی‌ از اینها را حالا دارند در خیابانها می‌‌زنند.
نگاه‌ها به آسمان بود، که فانتوم‌ها یا موشک‌های اسراییلی کی‌ از هوا به تا سیسات اتمی‌ حمله می‌‌کنند، که یکباره حمله زمینی‌ لباس شخصی ها و بسیجی ها به مردم آغاز شد!

از مردم «سر به هوا» هیچکس فکر نمی کرد
که از زمین به ایران حمله شود، تا احمدی را نجات بدهند!

۱۳۸۸/۴/۲

لباس شخصی‌‌ها

لباس شخصی‌‌ها آدم‌های متشخصی نیستند. آنها آدمهای متشخص را می کشند.

لباس شخصی‌ها را به زحمت می‌‌شود از هم تشخیص داد. مثل کرگدن‌ها همه شکل همند.
فرق لباس شخصی‌های اسلامی با شعبان بی‌ مخ‌ها در این است که اینها دیجیتالی سازماندهی می‌‌شوند!

مگر در جمهوری اسلامی آرای مردم را می شمرند؟

مگر در جمهوری اسلامی آرای مردم را می شمرند؟ در دهه وحشت ۶۰ ده‌ها هزار نفر را کشتند، چون رای‌شان به جمهوری جنایتکاران "نه" بود. پاسداران یکی‌ یکی‌ آنها را کشتند، به این ترتیب رای آنها را شمردند. آنگاه این آرا را در صندوق‌های رای (گورهای دسته جمعی) انداختند.

لباس شخصی‌‌ها

لباس شخصی‌‌ها آدم‌های متشخصی نیستند. آنها آدمهای متشخص را می کشند.

۱۳۸۸/۳/۱۳

همه با هم


ما در ایران به برکت حکومت اسلامی همه چیز مان بعض آدمیزاد است.

چیزی به نام " انتخابات در ایران" بیشتر مساله دلالان بین المللی و مشاطه گران و لابیست هاست، که عمدتا خارج از ایران بسر می‌‌برند و برای استمرار حکومت آخوندی - در لباس اصول گرا یا اصلاح گرا - از هیچ "فداکاری" فروگذار نمی کنند.

به این مجموعه اگر تبعیدیان تواب و خیل ایرانیان نو کیسه دارای دو تابعیت را هم - که بین داخل و خارج شلنگ تخته می‌‌اندازند - اضافه کنیم، آنوقت آش در هم جوشی خواهیم داشت که به نیت "انتخابات در ایران" بار گذاشته ا‌ند و "همه با هم" در حال هم زدن آنند.

در این بخور بخور، بعید می‌‌دانم که یک کاسه آش ناقابل نصیب خانواده هایی در ایران شود، که دخترانشان را زیر فشار فقر، بعضا به همین دلالان فروخته ا‌ند.

فهرست وب‌لاگ‌های ايرانی