۱۳۸۸/۱۲/۲۲

رژیمی که سی سال آتش به جان و مال مردم زده، مردم را از آتش چارشنبه سوری می ترساند !



صبح تا شب دارند فیلم های دلخراش از صدمه دیدن مردم در چهارشنبه سوری نشان می دهند، تا مردم دست به آتش نزنند و "سالم" بمانند.
رژیمی که اصلا فلسفه وجودی اش صدمه زدن به ملت است و مدام
به جان و مال مردم صدمه می زند، یکدفعه نگران صدمه دیدن مردم در چهارشنبه سوری شده! اصلا چهارشنبه سوری کلمه ممنوعه شده ...

حکومتی که مردم را در جهنم حکومتش سوزانده، حالا نگران است که مردم در جشن "غیرشرعی" چهارشنبه سوری - خدای نکرده - دست و بالشان بسوزد!

دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس این پدر سوخته
ها را !


۱۳۸۸/۱۲/۱۸

آخوندها ما را همیشه دعا می کنند !



بچه بودیم...
خانه بزرگ و با صفایی داشتیم و
بازی می کردیم
آنروزها آخوندها گاهی خانه ما روضه می خواندند
بعد از روضه،
پنج زار می گرفتند،
ما را دعا می کردند و
.. می رفتند...

و ما باز
بازی می کردیم

*

حالا سالها گذشته و ما
پیر و
بی خانمان شده ایم

آخوندها خانه و صفای ما را گرفته اند و
دیگر نمی روند

آنها حکومت می کنند و
ما را
  اعدام می کنند ...  

اما پای دارهم
 از دعا به جان ما 
فروگذار نمی کنند!


۱۳۸۸/۱۲/۱۶

مهندسی اسلامی !



قبلاها وقتی می گفتند فلان ساختمان مهندسی ساز است، آدم دلش قرص می شد و اطمینان می یافت. حالا اما وقتی می گویند فلان چیز مهندسی شده، آدم ترس برش بر می دارد.

در حکومت اسلامی "مهندسی" وارد حیطه هایی شده که هیچ سنخیتی با آن ندارند و اگر کسی با پیچ و خم امور اسلامی آشنا نباشد، از آنها سر نمی آورد: آمار مهندسی شده داریم، انتخابات مهندسی شده داریم، راهپیمایی مهندسی شده داریم و اصولا کل این حکومت مهندسی شده است.

این جورمهندسی ها کار "مهندسان" اسلامی است که تعدادشان از شمار فزون است و خود "رییس جمهور" هم یک پا از همین مهندس هاست.
اصولا از لحاظ نسبت بین تعداد مهندس ها و دکترها و تعداد بیسوادها و کم سوادها، این حکومت یک حکومت استثنایی است. بقدری بسیجی و پاسدار دکتر و مهندس شده اند که حساب از دست خودشان هم در رفته. اساسا در این حکومت دکتر و مهندس از فرط فراوانی با هم متداخل شده اند و تقدم و تأخرشان مخدوش شده.
همین است که می گویند: دکترای کرد
ان مهندسی شده بود!

معنی این جمله غریب را هیچ تنابنده پدر و مادرداری در جهان نمی فهمد، مگر خود ما که قربانیان این "مهندسان" بی پدر و مادریم.


۱۳۸۸/۱۲/۱۴

شنیده بودیم که حق به حق دار می رسد ...



شنیده بودیم که حق به حق دار می رسد
پس منتطرماندیم تا حق به ما برسد

گفتند تا می توانید احتیاط کنید
تا به خشونت متهم نشوید
فریاد نزنید، سکوت کنید، تا همه چیز را سبز کنید
دیدیم چه راست می گویند: چرا اعتراض و تظاهرات کنیم؟
ما حق داریم و حق به حق دار می رسد
پس سکوت کردیم و منتظر ماندیم تا همه چیز را سبز کنیم

گفتند چون ما سالهاست که حق داریم، شاید خیلی طول بکشد تا حق از راه های دور برسد

پس شمعی روشن کنید و در سکوت صبر کنید

ما شمعی برافروختیم و صبر کردیم تا حق به ما برسد
چون می دانستیم که همه
چیز سبز می شود و حق به حق دار می رسد

صبورانه منتظر ماندیم.
آنقدر
منتظر ماندیم، آنقدر منتظر ماندیم که خواب در رسید

بیدار که
شدیم، دیدیم چه راست می گفتند:
حق به ما رسیده و چون علف زیر پایمان سبز شده است!




۱۳۸۸/۱۲/۱۲

حکمت پاسور شدن پلیس : حالا دستگاه سرکوب کاملا یکدست و "پاس" دار می شود !



اسم ها را فارسی می کنند، اما کتک ها عجیب و غریب باقی می مانند !
حالا چه مرضی است که چنین بشود؟ چطور شده بعد از این همه جنایت پلیس، به جای محاکمه پلیس، به صرافت افتاده اند اسم پلیس را عوض می کنند ؟ الله اعلم !
گویا از دوسال پیش ککی توی تنبان مقام معظم افتاده که به جای پلیس فرنگی معادل فارسی انتخاب شود. دو سال از کیسه خلیفه کار تحقیقی کرده اند و سرانجام از جعبه مارگیری "پاسور" را در آورده و پیش رهبر برده و به تایید او رسانده اند. جالب آنکه این واژه همین چندی پیش انتخاب شده که مردم را در خیابانها با باتوم لت و پار می کردند.

ابتدا فکر کردم لابد می خواهند بگویند آن جنایت ها را پلیس کرده، پلیس هم که دیگر وجود ندارد: جا تر است و بچه نیست.
اما بعد دیدم فارسی اصیل انتخاب کردن اسم کمی عجیب می نماید. اینها که سر تاپایشان ضد ایرانی است، چطور به صرافت افتاده اند با اینهمه دنگ و فنگ اسم فارسی انتخاب کنند؟
که یکباره با خواندن متن خبرمربوطه و قیاس کلمات، شستم خبر دار شد که عجب! گربه در راه رضای خدا موش نمی گیرد: پاسدار و پاسور هر دو "پاس" دارند!... حالا همزمان با سلطه مافیای سپاه بر کشور، همه چیز یکدست و "پاسدار" می شود !

حالا مردم بیچاره را بین پاسور و پاسدار به هم پاس می دهند: این باتوم می زند، آن مشت و لگد. این از بالای پل پرت می کند، آن یکی با ماشین زیر می گیرد. به این ترتیب همه امور یکدست می شود !



۱۳۸۸/۱۲/۱۱

خوف ولایت خفیف از مخفف ها !


 
کارشناسانی از آکادمی علوم روسیه، چین و کره شمالی و هيأت‌هایی از زبانشناسان و شرقشناسان، که به دعوت حکومت اسلامی، در مدت اعتصاب در بالاترین، جهت یافتن راه خلاصی از دو مخفف آزار دهنده دستگاه ولایت در یک اجلاس اضطراری گرد هم آمده بودند، بعد از دو روز مباحثات فشرده نتوانستند مخفف های دیگری به جز ا.ن و خ.ر برای احمدی نژاد و خامنه ای رهبر پیدا کنند.

 به عقیده این کارشناسان مخفف های مزبور کاملا با قواعد زبانی مطابقت دارند و شباهت مخفف ها با موارد نامطبوع، از جنبه های اجتناب ناپذیر فرهنگی-سیاسی است و تقصیری متوجه مخفف سازان نیست: همانطور که به نیروی انتظامی جمهوری اسلامی "ناجا" و به خود جمهوری اسلامی "ج.ا" می گویند، به خامنه ای رهبر هم "خ.ر" می گویند.  

به گفته این متخصصان ا.ن را تنها در صورتی می توان ا.ن ننامید، که نامبرده نژاد خود را عوض کند.
خامنه ای رهبر (خ.ر) هم فقط وقتی می تواند از تخفیف نام خود و افسردگی های مربوطه خلاص شود، که از رهبری دست بکشد.


فهرست وب‌لاگ‌های ايرانی