۱۳۸۸/۵/۹

وقتی «رهبر» مان خ.ر و تقلبهای انتخاباتی مان هم خرکی است، چرا برای هماهنگی بیشتر از خر در انتخابات استفاده نکنیم؟



«مقامات دولتي افغانستان در نظر دارند براي حمل صندوقهاي راي گيري انتخابات رياست جمهوري به مناطق صعب العبور از سه هزار الاغ استفاده کنند»...
چرا ما چنین نکنیم؟ ما که «رهبر» مان - ماشاالله هزار ماشاالله - خودش یک پا خ.ر است، انتخابات و نتیجه انتخاباتمان هم که خرکی است، پس چرا برای هماهنگی بیشتر از خر استفاده نکنیم؟...
پیشنهاد می شود که در انتخابات بعدی، نه تنها در مناطق صعب العبور ، که در مناطق سهل العبور هم از خر استفاده شود، تا دیگر جای هیچگونه اعتراضی باقی‌ نماند!

۱۳۸۸/۵/۷

کودتای اسمال تیغ زن ها!



کسانی که چاله میدان و گمرگ و میدان شوش ‌در تهران چهل سال پیش را به یاد می‌‌آورند، می‌‌دانند چه می‌‌گویم...
آنچه در جامعه شناسی‌ به آن‌ "لمپن" می‌‌گویند، موجود بدبخت و درعین حال کثیفی است، که کار نمی کند، اما به هر کاری دست می‌‌زند تا نان و پول گیر بیاورد!
در فیلمهای فارسی‌ قبل از انقلاب، خیلی‌‌هایشان را به عنوان "جاهل" یا "کلاه مخملی" دیده ایم... کسانی‌ که آنروزها را به یاد ندارند و به فیلمهای فارسی‌ آن زمان هم دسترسی ندارند، می توانند به جامعه امروز خودمان نگاه کنند و کلاه مخملی ها را ببینند: کلاه مخملی هایی که به بهانه احمقانه "انقلاب مخملی"، یک ملت را به خاک و خون کشیده اند!...
آنچه رخ داده، در یک کلام، چیزی جز کودتای (بخوان عربده کشی) چاقو کشها و کلاه مخملی هایی چون عده ای از "سرداران" سپاه نیست، که یک کشور متمدن را با چاله میدان اشتباه گرفته اند.




جهت رفاه بیشتر مردم: گشت‌ های «رأفت اسلامی» به راه می افتد!


در پی عود کردن ناگهانی «رأفت اسلامی» در «رهبر معظم انقلاب» و «ریاست محترم جمهوری»، سخنگوی ناجا از به راه افتادن «گشت‌های رأفت اسلامی» در خیابانهای تهران و چند شهرستان خبر داد.

وی با اشاره به اینکه مأموران در اجرای فرمان «رییس جمهور» موظف به اجرای «حداکثر رأفت اسلامی» می باشند، از شهروندان خواست
، با ماموران همکاری کنند. به گفته وی در صورت عدم همکاری، خشتک خاطیان در آورده خواهد شد!

۱۳۸۸/۵/۶

پروژه خروس قندی: بعد از چهل روز کشتار همه یک دفعه رئوف شده اند!


به دنبال بستن زندان کهریزک، در پی فرمان "خامنه ای رهبر"، "دکتر احمد
ی نژاد" هم خواستار "اعمال حداكثر رأفت اسلامي" نسبت به بازداشت‌شدگان اخير شد!

به گفته رئیس سازمان زندانها
، در اجرای "اعمال حداكثر رأفت اسلامي" بزودی عده زیادی از زندانیان آزاد می شوند و فقط ۱۵۰هزار نفر، که "اغتشاشگر" می‌‌باشند، در زندان‌ها باقی‌ خواهند ماند!


۱۳۸۸/۵/۵

بیدار و هشیار باشیم: رژیم کودتا می کوشد با دادن خروس قندی به ملت، به خامنه ای وجهه‌ "رهبری" بدهد!

رژیم سر خ.ری را که تا همین دیروز جفتک می‌‌انداخت، کج کرده طرف ملت تا از مردم دلجویی کند: از میان صدها زندان نهان و آشکار می‌‌خواهند یکی‌ را ببندند! اگر با این خروس قندی راضی‌ شدیم و دیگر "شلوغ" نکردیم، شاید چند تا زندانی را هم از میان هزاران دستگیر شده آزاد کنند!

همه این «امتیازات» البته به شرطی که دیگر "شلوغ" نکنیم و از این به بعد هرچه "خامنه ای رهبر" گفت، گوش کنیم!...

زهی خیال باطل! کودتا گران آرزوی وجهه دادن به "خامنه‌ ای رهبر" را به گور می‌‌برند. او با آن‌ جفتک هایی که در این چهل روز به ملت پرانده است، به معنی‌ واقعی‌ کلمه خود را از "مقام عظما" به خ.ر تخفیف داده است. این اسم مخفف نشانه شخصیت خفیف اوست.

۱۳۸۸/۵/۴

سی سال ولایت، سی سال جنایت!

۱۳۸۸/۵/۳

هشیار باشیم: هرگونه اعتنا به داستان مسخره مشایی، بی‌ اعتنائی به ندا و سهراب و همرزمان دربندمان است!



در دام توطئه‌های جنگ روانی‌ کودتاگران نی
افتیم!
هشیار باشیم
که رژیم می‌‌کوشد در روز‌های آینده با آزمایشهای "افتخار آمیز" موشکی و راه انداختن "جشن هسته ای" و ترفندهای مشابه، افکار را از کودتا منحرف کند. به یاد داشته باشیم که: حق مسلم ما زندگی‌ در آزادی است!

حکم مقام معظم رهبری به فدراسیون سوارکاری!


بسمه تعالی

ریاست محترم فدراسیون سوارکاری حکومت اسلامی ایران

با سلام و تحيت

با عنایت به علاقه مفرط مجتبای این جانب به خر سواری، و شوق ایشان به شرکت در مسابقات مربوطه، و در اجرای اصلاح الگوی مصرف
، لازم است از این پس به جای «مسابقات پر هزینه «کورس اسب دوانی و پرش با اسب»، مسابقات کم هزینه «کورس خر دوانی و پرش با خر» برگزار شود.

سيدعلي خامنه يي

فرمان مقام معظم رهبری به فدراسیون سوارکاری!



جناب آقای محمدرضا تابش رییس فدراسیون سوارکاری حکومت اسلامی ایران

با سلام و تحيت

با عنایت به علاقه مفرط مجتبای این جانب به خر سواری، و شوق ایشان به شرکت در مسابقات مربوطه، و در اجرای اصلاح الگوی مصرف
، لازم است از این پس به جای «مسابقات کورس اسبدوانی»، «مسابقات کورس خر دوانی» برگزار شود.

سيدعلي خامنه يي

۱۳۸۸/۵/۲

پاسخ فوری «رياست محترم جمهوري» به «مقام معظم رهبري» در مورد فرمان عزل مشايي!



مرتیکه الاغ! مشایی به توچه؟ تو مگر مرا رئیس جمهور نکردی؟ خب بگذار خبر مرگم سر فرصت ریاستم را کنم... چرا دخالت می‌‌کنی‌؟ چرا مرا خیط می کنی؟...
ما آبرویمان با این کارهای تو رفته! مردم به من ا.ن می گویند، به تو خ.ر. چرا متوجه نیستی؟ چرا همه اش ما را تابلو می کنی؟...
من مشایی را دوست دارم، چون یک جورایی به من نزدیک است. من او را می‌‌خواهم، او هم مرا می‌‌خواهد. تو را سننه؟ اصلا به توچه؟
ای ب
ر خر مگس معرکه لع...
لازم به یاد آور
یست که متن فوق تکه ای از نامه ای است که توسط سربازان گمنام امام زمان در بیت رهبری پاره پوره و گم و گور شد و همین یک تکه اش به ما رسید.


۱۳۸۸/۵/۱

ناگفته هایی از دیدار صمیمانه "ریاست محترم جمهوری" با "مقام معظم رهبری"


بنا به گزارش شاهدان عینی
، "رئیس جمهور" دردیدار عید مبعث، در حالی‌ که اشک شوق می ریخت، بعد از دست بوسی، "ولی‌ امر مسلمین" را در آغوش گرفته، وبا ایشان روبوسی نمود. به گفته همین شاهدان، این دو چنان به هم چسبیده بودند، که به زحمت می‌‌شد از همشان جدا کرد. "مقام معظم رهبری" که از خلوص ولایی "ریاست محترم جمهوری" متاثر شده بودند، در سخنان گرم و محبت آمیزشان، نجواگونه وخودمانی به وی فرمودند:
گریه نکن عزیزم، تو از همه به من نزدیکتری، تو ا.ن خود منی!
به گفته همین شاهدان، شدت تاثر "مقام ولایت" چنان بود
، که حاضران همه به گریه افتادند.
انتهاي پيام/

«خونی که در رگ ماست» و کارت سوخت و سهمیه های زیارتی و سیاحتی!


"ستاد مراکز سیار اهدای خون" بیت رهبر معظم انقلاب، با صدور اطلاعیه ای، ضمن تشکر از ایثار و فداکاری امت همیشه در صحنه، که آمادگی خون دهی‌ خود را بارها با شعار «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» اعلام نموده اند، آمادگی مراکز سیار این ستاد را برای دریافت خون‌های اهدایی مشتاقان ولایت جهت انتقال به رزمندگان اسلام در نوار غزه اعلام نمود. این اطلاعیه با اشا
ره به اینکه «خون اغتشاشگران در بازداشتگاهها گرفته می شود»، از امت خداجوی خواسته است از انتقال اغتشاشگران بازداشتی به این مراکز خودداری نموده، آنها را یکسره به بازداشتگاه‌ها تحویل دهند. بنا به این اطلاعیه
«در ازای اهدای خون، صرفا کارت سوخت و سیم کارت
در میان ایثارگران قرعه کشی می شود؛ حواله تسهيلات قرض الحسنه و سهمیه های زیارتی و سیاحتی صرفا در بازداشتگاه‌ها در ازای تحویل بازداشت شدگان، به بازداشت کنندگان محترم داده می‌‌شود».
انتهاي پيام/



۱۳۸۸/۴/۳۱

مژده: فحش دادن به "مقام معظم انقلاب" آزاد شد!



با عنایت به فرمایشات ایشان، مبنی بر اینکه:

«نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است»،

کسانی‌ که تا کنون از ترس لب فرو بسته بودند و چیزی نمی گفتند، می‌‌توانند با خیال راحت به "وظیفه" عمل نموده، فحش‌های آبدار خود را نثار آن "مقام عظمی" کنند.

۱۳۸۸/۴/۲۹

یک کودتای استثنایی: این یکی‌ از خطرناکترین کودتاهایی است که تاریخ بشر تا کنون شناخته است!

اوج ترور: حتی نگفتن هم جریمه دارد! منظور پیشوا ("خامنه ای رهبر") مخالفانی از میان روحانیون هستند که از ترس سکوت کرده اند. پیشوا می‌‌خواهد آن‌ها را به حرف در بیاورد تا "لبیک یا خامنه ای" بگویند! من فکر می‌‌کنم زبان بریدن هم کم کم باب شود! ای کاش جرج ارول زنده بود و حکومت توتالیتر اسلامی را می‌‌دید!

کودتای اسلامی در ایران شکل «مهندسی»‌ شده کودتای کلاسیک است. کودتاگران از کودتا حرف نمی زنند، اما به موازات زندگی‌ عادی مردم را روحا و جسما ترور می‌‌کنند. دستگیری های انبوه و آزاد کردن های قطره ای، ترور را فرسایشی می‌‌کنند. ابزارهای مختلف این کودتا، از صدا و سیما و سایت های دولتی گرفته تا نیروهای امنیتی‌ و اطلاعاتی، از سوی بیت پیشوا هماهنگ و هدایت می‌‌شوند.
این یکی‌ از خطرناکترین کودتاهایی است که تاریخ بشر تا کنون شناخته است.
نیروهای سرکوبگر این رژیم را نه فقط با امتیازهای مادی، که با نماز و دعا و خلسه های دینی مست و وحشی می کنند. به همین منظور حکومت می کوشد با ابزارهای گسترده تبلیغی به پیشوا - بر خلاف پیشوا در حکومت های کلاسیک فاشیستی - حالتی عارفانه و زاهدانه بدهد. برای چنین" رهبری" باید مریدان جان بدهند و جان بگیرند: «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» تلطیف شده «خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم»!
جکومت اسلامی پیشوا می‌‌خواهد مردم را در حالت اعتکاف دائم نگه دارد و حتی کودکان را هم در اردوهای بسیج - که مدام گسترده تر و همه گیر می‌‌شوند - به تبعیت وعبودیت عادت دهد. با این حکومت اسلامی، مرگ مطلق به ویرانی کل زندگی کمر بسته است.

نتایج آزمون الهی اعلام شد!



"ولی‌ امر مسلمین" در دیدار با "نخبگان" این آزمون، ضمن تبریک عید مبعث، نتایج نهایی‌ را در رشته‌های تخصصی: دزدیدن رای مردم، ضرب و شتم مردم، تخریب اموال مردم، دستگیری، شکنجه و قتل مردم
، اعلام نمود.
ایشان مردود شدگان را به "سقوط" تهدید نمود.

شاگرد ممتاز آزمون، «دکتر احمدی نژاد، تأکید کرد: برگزاری آزادترین، پرشورترین و بی نظیرترین انتخابات و برگزیدن راه پر افتخار انقلاب اسلامی نوید بخش آینده ای روشن برای ملت ایران و بشریت است»!





۱۳۸۸/۴/۲۷

کی‌ می‌‌گفت نسل شیر‌ها در ایران منقرض شده؟



این شیر زنان ایرانی پس از کجا آمده اند!

درود بر شما ایران دختها که ایران را سبز می‌‌کنید
:

نجنبناندت كوه آهن زجاي / يلان را به مردي تويي رهنماي (فردوسی)

۱۳۸۸/۴/۲۴

نشست التهاب زدايي!


در حالی که مادران ملتهب جلوی زندان‌ها سرگردانند، شهرداری می خواهد با «روش هاي فرهنگي هنري» التهاب زدايي کند!
به نوشته کیهان «این نشست را مركز مطالعات فرهنگي شهر تهران براي حفظ و ترويج ارزش هاي انقلاب اسلامي و در راستاي تحولات پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و حفظ وحدت، مهرباني و تداوم حركت انقلابي در ميان مردم و نخبگان طراحي و اجرا مي كند.»

کسانی‌ که خود "التهاب" ایجاد کرده ‌اند، می خواهند رفع "التهاب" کنند!

اولین راه التهاب زدايي این است که اجساد قربانیان "التهاب" را به خانواده‌هایشان تحویل دهند. بعد هم اینکه زندانیان "التهاب" را قبل از آنکه به اجساد تبدیل شوند، آزاد کنند. سوم اینکه با زندانی کردن افراد دیگر "التهاب" بیشتری ایجاد نکنند.
به موازات این کارها می شود با پس دادن رای مردم از التهاب عمومی کاست. اگر چنین نشود مردم گزینه ای جز یک راه - راه اصلی - ندارند: راه اصلی‌ رفع "التهاب" برچیدن نظام ولایت فقیه است، که سی‌ سال تمام جامعه را در "التهاب" نگه داشته است.

۱۳۸۸/۴/۲۳

تک پرده ای کوتاه: گفتگوی پدر و پسر



خامنه ای: چه کردی پسر، ساکتشان کردی؟

مجتبی (خونسرد): ساکت نمی شدند، کشتمشان!

خامنه ای: حالا ساکت شدند؟

مجتبی: آنهایی که کشتم، ساکت شدند.

خامنه ای: اینها که باز دارند شلوغ می‌‌کنند و شعار می‌‌دهند!

مجتبی (به طرف در می‌‌رود و چیزی به لباس شخصی‌‌ها می‌‌گوید. چند دقیقه بعد صدای تیر اندازی می‌‌آید و بعد سکوت می‌‌شود. مجتبی دوباره به داخل می‌‌آید): ساکت شدند.

چند لحظه بعد باز صدای شعار "مرگ بر دیکتاتور" می‌‌آید.

خامنه ای (ناله کنان): برو ساکتشان کن. ساکتشان کن...

(در حالی که مجتبی و لباس شخصی ها به طرف تماشگران هجوم می آورند)

پرده می افتد




۱۳۸۸/۴/۲۲

کم تحرکی دانشگاه زنگ خطر است!


از هر دو متقاضی یکی‌ دانشجو می‌‌شود। برای الباقی هم تصمیم دارند ظرفیت پذیرش و تعداد رشته‌ها را زیاد کنند تا همه فی سبیل الله دانشجو شوند।
: دانشجویان فله ای! از لحاظ کادر علمی‌ هم با وج
ود اساتیدی چون "دکتر" کردان مشکلی وجود ندارد: گونی گونی استاد آماده دارند.
دانشگاه را قبلا مسجد کرده بودند، حالا قبرستان شهدا هم کرده ‌اند. قبلا رژیم از پنجره سهمیه خانواده شهید و ... به دانشگاه نفوذ می کرد، حالا دروازه دانشگاه را چار تاق باز کرده تا امت حزب الله گله ای وارد شود و اعتکاف کند و نماز جماعت و سینه زنی‌ و زنجیرزنی و دعای کمیل و ندبه وتورهای زیارتی و راهیان نور و... راه بیندازد.

دانشگاه که همیشه منبع شور و شعور بوده، با تمهیدات آخوندی مثل سایر اجزای جامعه اسلامی بی‌ خاصیت و مرید ولی‌ فقیه و همرنگ جماعت می شود: فاشیسم اسلامی همه را یکرنگ و حقیر می خواهد.
کم تحرکی دانشگاه در وقایع یک ماه گذشته نشانه آن است که رژیم در کار دفرمه کردن دانشگاه موفق بوده است.
اشتباه نشود. قصد توهین به دانشج
و یان یا نادیده گرفتن مبارزه آنها در اینجا یا آنجا در میان نیست. واقعیت این است که دانشگاه با توجّه به تعداد دانشگاه‌ها و دانشجو یان در ایران بسیار کم تحرک بوده است. دریغ از یک اعتصاب قوی، دریغ از یک تحصن قدرتمند!
این زنگ خطر است.

فاشیسم اسلامی را با این کم تحرکی ها و دست دست کردنها نمی شود شکست داد.









"سایر موارد"

"سایر موارد" همان مواردی هستند، که ما را شامل می‌‌شوند. این "موارد" در پرسشنامه‌ها خالی‌ گذاشته می‌‌شوند.

۱۳۸۸/۴/۲۱

در کنار خبردهی باید خبرسازی کرد!


شعارنویسی بر در و دیوارها را باید هزار چندان افزایش داد. وقتی‌ پیامک و موبایل را مختل و شنود می‌‌کنند، باید کار با روش‌های سنتی‌ (شعار نویسی و پخش اعلامیه) را افزایش داد. پرینتر در اکثر خانه‌ها هست و کاغذ هم فت و فراوان: هر ایرانی‌ یک رسانه، هر ایرانی یک چاپخانه!
نشستن جلوی کامپیوتر در خانه را باید محدود کرد، به خیابان آمد و در کنار خبردهی خبرسازی کرد!

شور و خروش جنبش ملی در راه آزادی
، آسان به چنگ نمی آید، اگر اما بیاساییم و نجنبیم، آسان از دست می رود!

به موازات تظاهرات برق آسا، شعار بر دیوارها هم می‌‌تواند کوتاه و برق آسا باشد. کاریکاتورهای خامنه ای را هم می شود به در و دیوارچسباند. بخصوص باید شهرها و مناطقی را که ساکت و کم تحرک بوده اند، با دیوارنویسی زنده کرد. آتش امید را باید به هر شکلی‌ - از جمله با به سخره گرفتن دشمن غدار - زنده نگه داشت!

...که آسودگی ما، عدم ماست!


درس تلخ زندگی:

شور و خروش جنبش ملی در راه آزادی
، آسان به چنگ نمی آید، اگر اما بیاساییم و نجنبیم، آسان از دست می رود!

این تجربه آسان به دست نیامده است!

در کنار خبردهی باید خبرسازی کرد!


شعارنویسی بر در و دیوارها را باید هزار چندان افزایش داد. وقتی‌ پیامک و موبایل را مختل و شنود می‌‌کنند، باید کار با روش‌های سنتی‌ (شعار نویسی و پخش اعلامیه) را افزایش داد. پرینتر در اکثر خانه‌ها هست و کاغذ هم فت و فراوان: هر ایرانی‌ یک رسانه، هر ایرانی یک چاپخانه!
نشستن جلوی کامپیوتر در خانه را باید محدود کرد، به خیابان آمد و در کنار خبردهی خبرسازی کرد!

به موازات تظاهرات برق آسا، شعار بر دیوارها هم می‌‌تواند برق آسا باشد. هر جا عکس یا اسم «خامنه ای رهبر» هست می‌‌شود آن را به «خ.ر» تخفیف داد! کاریکاتورهای خامنه ای
را هم می شود به در و دیوار چسباند। بخصوص باید شهرها و مناطقی را که ساکت و کم تحرک بوده اند، با دیوارنویسی زنده کرد. آتش امید را باید به هر شکلی‌ - از جمله با به سخره گرفتن دشمن غدار - زنده نگه داشت!

۱۳۸۸/۴/۱۹

قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي بد!


خامنه ای «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» را برای بچه هایش می خریده است تا گمراه نشوند! (نقل از خبرگزاری فارس)

سوال این است که با وجود آن «قصه‌هاي خوب» چطور باز مجتبی بد شد، گمراه شد و کودتاگر شد؟

پسر کو ندارد نشان از پدر...!

۱۳۸۸/۴/۱۸

چشممان روشن: پلیس افتخاری آغاز به کار می کند!


گل بود به سبزه هم آراسته شد:

مثل مور و ملخ در خیابان‌ها لباس شخصی‌ و بسیجی‌ و گاردی ریخته، " پلیس افتخاری" هم می خواهند استخدام کنند! ببین این‌ها چقدر ازمردم می ترسند!

(خبر مورد اشاره به نقل از ایرنا)

ا.ن + خ.ر

یک پیشنهاد در سال "اصلاح الگوی مصرف" : احمدی نژاد را ا.ن کردیم؛ "خامنه ای رهبر" را هم خ.ر کنیم.

۱۳۸۸/۴/۱۷

حمله یک حشره به‌ احمدی نژاد!


با وجود تمام مراقبت‌های امنیتی،‌ یک حشره (به بزرگی یک خ
رمگس) در آغاز سخنرانی‌ احمدی نژاد به او حمله کرد و او را به یک واکنش عصبی وادار نمود!

تحقیقات بعدی نشان داد که این حشره، مطابق یک برنامه طراحی‌ شده، از خارج (احتمالا انگلیس) به داخل آمده بوده است!

رایحه خوش خدمت و نشئه خرمگس


رایحه خوش خدمتی که از احمدی‌نژاد ساطع می شده، خرمگس را چنان نشئه و از خود بیخود کرده، که با عبور از تور‌های چند لایه امنیتی‌
به احمدی‌نژاد حمله کرده. این نتیجه آخرین تحقیقاتی‌ است که به بیرون از باز داشتگاه درز کرده است।
خر مگس اتهام هرگونه توطئه یا سؤ قصد را رد کرده و در پاسخ به این سوال که با احمدی‌نژاد چه کار داشته، گفته: "فقط می‌‌خواستم روی او بنشینم. همین!"

تحقیقات تکمیلی در این مورد ادامه دارد.

۱۳۸۸/۴/۱۵

«باید چشم فتنه را از حدقه درآورد»!


رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران:
«باید چشم فتنه را از حدقه درآورد»


تا این که کودتا کردند...!

وقتی‌ راه به راه "سمینار" و "همایش" و اردوهای بسیج ادارات و کارخانه‌ها و مدارس و کاروان های "راهیان نور" و ... راه انداختند، چشمانمان را بستیم!

وقتی به هر بهانه گشت راه انداختند و سر تاپایمان را گشتند، چشمانمان را بستیم، پوز خند زدیم و باز گشتیم!

وقتی در خیابان ها، درست جلوی چشمان ما «مانور امام علی» و "مانور مقابله با دشمن فرضی‌" و ... بر گذار کردند، باز چشمانمان باز نشد!

تا این که کودتا کردند و چشمانمان از حدقه در آمد!

فرهنگ کله پزها!

چاقو کش‌های سپاه بعد از آن که "سردار" و "دکتر" می‌‌شوند، سعی‌ زیادی می‌‌کنند چاله میدانی حرف نزنند، دکتری حرف بزنند: "چالش"، "راه بردی"، "راه کار"، "گفتمان"، " پویشی" و ... بلغور می‌‌کنند.
اما وسط دعوا که می‌‌شود، باز مثل کله پز‌ها حرف می‌‌زنند:
«باید چشم فتنه را از حدقه درآورد»
این حرف را سردار دکتر یدالله جوانی در یک کله پزی ("همایش هادیان سیاسی سپاه") زده است.


۱۳۸۸/۴/۱۳

تا این که کودتا کردند...!

وقتی‌ راه به راه "سمینار" و "همایش" و اردوهای بسیج ادارات و کارخانه‌ها و مدارس و کاروان های "راهیان نور" و ... راه انداختند، چشمانمان را بستیم!

وقتی به هر بهانه گشت راه انداختند و سر تاپایمان را گشتند، چشمانمان را بستیم، پوز خند زدیم و باز گشتیم!

وقتی در خیابان ها، درست جلوی چشمان ما مانور "مقابله با دشمن فرضی‌" بر گذار کردند، باز چشمانمان باز نشد!

تا این که کودتا کردند و چشمانمان از حدقه در آمد!


۱۳۸۸/۴/۱۲

از گشت ارشاد خبری نیست!

در این سه هفته که لباس شخصی‌‌ها و بسیج و گاردی‌ها دارند مردم را در خیابان‌ها می‌‌کشند، از گشت ارشاد خبری نیست। ظاهرا قتل مردم بر ارشاد آنها رجحان دارد! در منطق "رهبر" قتل برارشاد مقدم است!

از جویبار‌های وطن آبی به سر و روی خسته مان بزنیم!


یک حس خوب ملی‌ ایجاد شده است، که سی‌ سال جایش خالی‌ بود. ما دوباره داریم همدیگر را پیدا می‌‌کنیم و "ملت" می‌‌شویم.
خرده حساب با این و آن و به خصوص با اصلاح طلبان را باید در یک حساب نگاه داشت، تا بعد به آن رسیدگی شود. حالا باید این حس ملی‌ را عمومیت داد و پرورد.

در محیط همدلانه‌ای که ایجاد شده، احساس نزدیکی به وطن و هموطنان چنان زیاد شده، که من حس می‌‌کنم می‌‌شود از دور دستی‌ دراز کنیم و از جویبار‌های وطن آبی به سر و روی خسته مان بزنیم!

مقطع فعلی‌ - حتا اگر موقت باشد - غنیمت است.

۱۳۸۸/۴/۱۰

فرهنگ فارسی‌ کودتاگران سرهنگی است!


روزنامه ایران نوشت: «از جمله افراد این شبکه در وزارت نفت شخصی به نام «م» [...] پس از دستگیری، اعترافات گسترده‌ای را درباره چگونگی اقدامات و دامن زدن به ناآرامی ها در ادارات تابعه وزارت نفت و وزارت راه انجام داده‌ است.»
در فرهنگ معین مصادر مرکب اعتراف کردن،
اقرار کردن، مقر شدن، معترف شدن، اذعان کردن و اقرار نمودن داریم. اما «اعتراف انجام دادن» صیغه جدیدی است!

تا به حال "سنت" بر این بود که زندانیان زیر شکنجه اعتراف "می‌کردند".
ببین بعد از کودتای خامنه‌ای و شرکا زندانیان را چه جوری می‌‌زنند که آنها اعتراف "انجام می‌‌دهند"!

این اعترافات به قول جنتی در نماز جمعه "دارد کم کم گرفته می‌شود"
!





فهرست وب‌لاگ‌های ايرانی